تبلیغات
کسب درآمد اینترنتی - نقاط مشترك میان دو دوره ویتگنشتاین متقدم و ویتگنشتاین متأخر

نقاط مشترك میان دو دوره ویتگنشتاین متقدم و ویتگنشتاین متأخر

تاریخ:شنبه 4 آذر 1396-06:24 ب.ظ

نقاط مشترك میان دو دوره

صرف نظر از تلقی مفسران و شارحان ویتگنشتاین از دو دوره حیات فلسفی او می‌توان به نقاط مشترك و امتیاز میان آنها اشاره كرد. از جمله مهمترین  و اصلی‌ترین ادعاهای كه در كل حیات  فلسفی او استمرار دارد این ادعا است كه زبان برای تفكر و اندیشه لازم و ضروری است. به نظر وی  تفكر و اندیشه به طور اجتناب ناپذیری متكی و وابسته به كاربرد زبان است این ادعای دكارت را كه «من فكر می‌كنم پس من هستم» نادرست می‌داند و معتقد است كه دكارت باید در عوض آن بگوید: «من زبان دارم بنابراین فكر می‌كنم پس هستم». به نظر ویتگنشتاین ما نمی‌توانیم مقدم بر یادگیری زبان تفكرات و ایده‌هایی داشته باشیم و نمی‌توانیم عالم را به طور صحیحی تصویر كنیم زیرا به نظر او این زبان است كه واقعیت را شكل می‌دهد و صرفاً به وسیلة كاربرد یك زبان عمومی‌و مشترك است كه می‌توانیم عالم پیرامون را درك كنیم. البته او سعی ندارد كه بگوید عالم مستقل از زبان وجود ندارد بلكه می‌گوید توانایی ما برای ارائه و بیان عقاید و ایده‌هایمان درباره عالم صرفاً از طریق كاربرد زبان ممكن است. البته به این نظریه ویتگنشتاین انتقاداتی وارد است از جمله اینكه اگر این نظریه درست باشد در آن صورت باید گفت كه كودكان و حیوانات غیر از انسان چون توانایی به كار بردن زبان را ندارند و مفاهیمی‌را كه مربوط به احساسات هستند را یاد نگرفته‌اند، لذا نمی‌توانند اندیشه و تفكری دربارة عالم و احساسات خود داشته باشند و این در حالی است كه كودكان و حیوانات روشی برای طبقه‌بندی اشیاء عالم دارند، اما ویتگنشتاین فكر نمی‌كنند كه این كار بدون زبان ممكن باشد. نمی‌توان در پاسخ به این اعتراض گفت كه آنها یك زبان خیلی ساده و ابتدائی دارند و همین زبان آنها را قادر می‌سازد كه جهان را به یك روش ابتدائی تصور و درك كنند. زیرا این زبان بر طبق معیارهای ویتگنشتاین یك زبان واقعی نیست زیرا به نظر او زبان باید عمومی‌و همگانی باشد و از طریق روابط و كنشهای متقابل، كاربردهای آن زبان شود. اما سخت است كه بتوان این زبان ابتدائی و ساده كودكان و حیوانات را آموخت.

(Silby, Wittgenstein: Meaning and Representation, p.1,4-5)

یكی دیگر از پیوستگی‌های دو دوره این عقیده ویتگنشتاین است كه سرچشمه معضلها و معماهای فلسفه سنتی اغلب نظریات بسیار جالب اما غلط و گمراه كننده درباره عملكرد زبان است . از جمله می‌توان به تصور سنتی «ذهن و عین»  به عنوان دو جوهر مستقل اشاره كرد. به نظر ویتگنشتاین ریشه این تصور غلط، بدفهمی‌منطق زبان است زیرا اغلب گزاره‌های زبان روزمره به صورت «موضوع ـ محمولی» اند و در اینگونه گزاره‌ها همواره محمول به عنوان اوصاف و عوارض هستند،  صورت «موضوع ـ محمولی» گزاره‌های «من درد دارم»، «من می‌دانم كه . . . » باعث این تصور شده است كه جوهری به نام نفس یا روح وجود دارد كه اعراض بر آن حمل می‌شوند. این تصور غلط از اینجا ناشی می‌شود كه مقتضیات گرامر سطحی و ظاهری زبان را واقعی فرض می‌كنیم در حالی كه همین گرامر سطحی و ظاهری زبان صورت حقیقی واقعیت را پوشانده است بطوری كه اگر زبان روزمره چنین گرامر سطحی و ظاهری موضوع ـ محمولی را نداشت دیگر چنین فرضیات و تصورات غلطی بوجود نمی‌آمدند (واله، متافیزیك و فلسفه زبان، ص98) لذا از آنجایی كه مسائل فلسفی از فهم غلط منطق زبان ایجاد می‌شوند، وظیفه فلسفه وضوح بخشی جملات و اندیشه‌ به منظور آشكار ساختن ساختار و صورت منطقی آنها و تعیین مرزهای زبان است البته ویتگنشتاین در دو دوره تفكرش این وظیفه را بر اساس دلایل متفاوتی انجام می‌دهد و مرزهای زبان را به نحو متفاوت ترسیم می‌كند. اما با وجود این وضوح بخشی و ترسیم مرز وظیفه اصلی فیلسوف در هر دو دوره است. خود ویتگنشتاین در مقدمه رساله می‌گوید: «بنابراین هدف كتاب آن است كه به اندیشه مرز نهند. یا شاید نه به اندیشه بلكه به بیان اندیشه مرز نهد. . . .» در پژوهشهای فلسفی نیز می‌گوید: «ما نیز در این پژوهشها می‌كوشیم كه ماهیت زبان را بفهمیم- یعنی كاركرد آن، و ساختارهایش را.» ( ویتگنشتاین، پژوهشهای فلسفی، بند 92) علاوه بر این در هر دوره معتقد است كه حدود زبان به موجب تركیب و نحوه ساختار آن مقدر می‌گردد. به عنوان مثال در رساله بر اساس نظریه‌ای كه در باب ماهیت قضایا دارد دین و اخلاق را در خارج از حدود زبان قرار می‌دهد در پژوهشها نیز طبق نظریه‌ای كه دربارة زبان و خصوصیاتی كه یك زبان باید داشته باشد زبان خصوصی ـ زبانی كه بیانگر احساسات و عواطف فرد است و صرف خود فرد آن را می‌فهمد و دیگری نمی‌تواند بفهمد ـ را یك زبان واقعی نمی‌داند زیرا خصوصیات یك زبان را دارا نیست. (هارتناك، ویتگنشتاین، ص 7) البته هر چند در هر دوره معتقد است حدود زبان به موجب تركیب و نحوه ساختار آن مقدر می‌گردد اما این ساختار و حدود زبان در دوره اول از یك نظریه جامع و واحد استنتاج می‌شود اما در دورة دوم دیگر اینگونه نیست بلكه خرده خرده از روابط درونی مواد زبانی استخراج شده‌اند.

علی رغم پیوستگی‌هایی میان دو دوره، می‌توان گفت كه تفاوتهایی بنیادین میان آراء دو دوره وجود دارد كه برای فهم بهتر آنها لازم است آراء هر دوره به طور مفصل مطرح گردد بدین منظور مهمترین آراء ویتگنشتاین در دو بخش «ویتگنشتاین متقدم» و «ویتگنشتاین متأخر» مطرح می‌گردد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()